۳ سنجه برای اندازه‌گیری کیفیت تولید محتوا

0

پیشتر در مطلب بازاریابی محتوایی چیست توضیحاتی کلی درباره تولید محتوا و بازاریابی بر مبنای محتوا ارائه کردیم. بعد در ادامه آن اشتباهات رایجی که منجر به شکست بازاریابی محتوایی می‌شود اشاره شد. حال در این مطلب تلاش می‌شود تا با هم درباره این صحبت کنیم که چگونه می‌توانیم بسنجیم که آیا در بازاریابی محتوایی خود موفق بوده‌ایم یا خیر. آیا کیفیت تولید محتوا را به درستی رعایت کرده‌ایم؟ اگر موفق بوده‌ایم به چه میزان و اگر شکست خورده‌ایم به چه میزان ؟

سنجه چیست

سنجه‌ (Metric) در واقع یک کمیت و متغیر قابل اندازه‌گیری است که می‌تواند به شما کمک کند بدانید که کسب‌وکار شما در راستای اهداف شما حرکت کرده است یا خیر. شما باید برای اندازه‌گیری موفقیت خود در واقع این سنجه‌ها را اندازه‌گیری کنید چرا که آن‌ها نشان‌دهنده میزان موفقیت شما هستند.

به عنوان مثال اگر شما در تلاش برای سئو یا آموزش بهینه‌سازی سایت هستید از این رو که افزایش فروش برای شما یک هدف است، چیزی که مناسب است تا اندازه‌گیری شود، درواقع سنجه موردنیاز شما میتواند این موارد باشد: تعداد بازدیدکنندگان سایت، جایگاه شما در نتایج گوگل، تا حدی رنک الکسا و …

اگر این سنجه‌ها هم‌راستا با اهداف شما در حال پیشرفت است لذا شما در حال رسیدن به اهداف تعیین‌شده خود هستید و اگر دقیقا به اهداف تعیین‌شده نرسیدید، میزان نیل به آن هدف می‌شود درصد موفقیت شما در آن هدف. در مثال یادشده اگر هدف شما افزایش ۲۰ درصدی ترافیک سایت‌تان بوده است و شما تنها توانستید ۱۰درصد افزایش ترافیک داشته باشید، تقریبا شما موفق بوده‌اید اما به میزان ۵۰ درصد.

سنجه‌های مناسب برای اندازه‌گیری کیفیت تولید محتوا

اگر در یک دنیای آرمانی زندگی می‌کردیم، خیلی راحت با انتشار یک یا چند مطلب و محتوا در سایت مشاهده می‌کردیم که فروش ما چندین و چند برابر شده است. اما متاسفانه این‌گونه نیست و بسیاری از محتواهایی که تولید می‌کنیم شاید اصلاً استقبال خوبی از آن‌ها نشود. احتمال آن نیز هست که حتی اگر استقبال خوبی هم شود باز نتواند خوانندگان مطلب را به مشتری تبدیل کند. لذا نیاز به یک بازاریابی محتوایی هوشمندانه وجود دارد.

اغلب اوقات، پس از انتشار محتوایی، پیش از آنکه دستاوردی ارزشمند حاصل شود، باید مدت‌زمانی سپری شود. در این فضای خاکستری میان محتوای منتشرشده و فروش است که مقیاس‌های مهم بازاریابی رشد و نمو می‌کنند. بازاریابی محتوایی توانایی خود را در موفقیت کسب‌و‌کارها بارها ثابت کرده است؛ اما پرسش اساسی این است که چطور می‌توان مطمئن شد که کار بازاریابی محتوایی را به‌درستی انجام می‌دهید؟ چطور می‌توان فهمید که با هزینه‌کرد موجود نتیجه نسبتا خوبی گرفته‌ایم؟

برای تعیین عملکرد هر قطعه محتوا، باید از سنجه‌هایی که می‌توانند پیروزی‌ها و ناکامی‌های ما را اندازه‌گیری می‌کنند، استفاده کنیم. برای سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی‌مان، بررسی ۳ مقیاس زیر می‌تواند بسیار راهگشا باشد:

 ۱. ترافیک

افزایش ترافیک در صفحه‌ای که قطعه محتوای معینی در آن قرار داده‌ایم، نشانگر خوبی از چگونگی عملکرد آن محتواست. گرچه ترافیک به‌تنهایی نمی‌تواند نشانگر پیروزی یا ناکامی بازاریابی محتوایی باشد، اما می‌تواند توانایی محتوا را در جذب مخاطبانی خاص به‌خوبی به ما نشان دهد.

اگر می‌بینیم که محتوا به اندازه‌ای جذاب نیست که ترافیک مطلوبی را برای وبسایت‌مان به ارمغان آورد، شاید وقت آن رسیده که در موضوع یا نحوه‌ی ارائه‌ی محتوا تجدیدنظر کنیم.

نحوه‌ی سنجش ترافیک‌: اگر محتوایی را مستقیما روی وبسایت خود منتشر می‌کنیم، سنجش ترافیک ساده است. ابزارهای رایگان و پولی زیادی وجود دارند که می‌توان از آنها برای دریافت این گونه اطلاعات بهره گرفت. مهم‌ترین و پرکاربردترین این ابزارهای سنجش، گوگل آنالیتیکس است که ما را بی‌نیاز از بسیاری از ابزارهای دیگر می‌کند و اطلاعاتی بسیار ارزشمند در اختیار ما قرار می‌دهد.

عواملی همچون رتبه‌ی‌ SERP، اندازه‌ی فالویینگ، زمان‌بندی و نحوه‌ی‌ ارائه‌، همگی در حجم ترافیک دریافتی نقش دارند. اگر داده‌ها نشان از ترافیک پایین برای یک مطلب دارد، آن محتوا را باید نه تنها برای موتورهای جست‌وجو بلکه برای پرسونای خریدار‌ نیز بهینه‌سازی کنیم چرا که تنظیماتی کوچک ممکن است تأثیری بسیار بزرگ بر ترافیک دریافتی‌مان داشته باشد.

۲. درگیری (Engagement)

گرچه سنجه‌ی ترافیک به ما کمک خواهد کرد تا تعیین کنیم که چه تعداد افراد به محتوای ما دسترسی یافته‌اند، اما این اعداد هرگز تضمین نمی‌کنند که مخاطبان با محتوا درگیر شده‌‌اند یا خیر. میان خواندن، نظر نهادن و به‌اشتراک‌گذاری پست با صرفا بازدید کردن و بستن صفحه تفاوت بسیاری است. شمار توییت‌ها، بازتوییت‌ها، نظرها، اشتراک‌گذاری‌ها و لایک‌های دریافتی یک محتوا بیشتر به این بستگی دارد که مخاطبان از آن محتوا در آن بستر خاص چه استقبالی کرده‌اند.

توانمندی در به‌کارگیری کانال‌هایی خاص برای کسب موفقیت، به بازاریابان کمک می‌کند تا شناسایی کنند چه نوعی از محتوا در کجا و به چه علت جواب می‌دهد. این توانمندی کمک می‌کند تا کسب‌وکار خود را بر پلتفرم‌هایی متمرکز کنیم که بیشترین بازدهی را دارند. درگیری با محتوا، می‌تواند مربوط به محتوای تولیدی ما در هریک از شبکه‌های اجتماعی نیز باشد. تعداد لایک‌ها، اشتراک‌گذاری‌ها، نظرها و … نیز نشان‌گر همین درگیرسازی مشتری با محتواست.

نحوه‌ی سنجش درگیری: یکی از ابزارهای محبوب برای سنجش میزان درگیرسازی خوانندگان مطلب دکمه‌های اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی است. دکمه‌های شبکه‌های اجتماعی که در زیر پست‌های وبلاگ قرار دارند، سطح درگیری مخاطبان را با یک قطعه محتوا نشان می‌دهند. اگر در پی سنجش میزان توجه یا مشغولیت مخاطبان روی سایت هستید، کامنت‌های وبلاگ نشانگرهای خوبی از درگیر شدن مخاطب با محتوای شما هستند؛ چرا که نشان می‌دهند مخاطب تا پایان مطلب را خوانده و به اندازه‌ای درگیر شده که در مورد آن نظر داده یا پرسشی را مطرح کرده است. عواملی مانند مدت‌زمانِ بازدید نیز سطح و کیفیت درگیری مخاطب را با یک قطعه محتوا نشان می‌دهند. در شبکه‌های اجتماعی نیز بسته به نوع شبکه اجتماعی یا پیام‌رسان، ابزارهای زیادی هستند که به شما اطلاعات خوبی می‌دهند. به عنوان در اینستاگرام اگر نوع صفحه شما کسب‌وکاری باشد میزان درگیری مشتریان برای هر محتوا به صورت یک عدد به شما ارائه می کند که این عدد مجموع تعداد لایک، کامنت، شِیر است.

۳. نرخ تبدیل‌ (Conversion Rate)

شاید مهم‌ترین دستاورد بازاریابی محتوایی، کمیت و کیفیت تبدیل‌ها باشد. تبدیل‌ سرنخِ فروش (Lead) به مشتری یعنی سودآوری و از این رو، هر چه نرخ این تبدیل در یک کمپین بازاریابی بیشتر باشد، ارزش بیشتری نیز تولید می‌شود.

اگر محتوای شما حاوی یک فراخوان عمل (Call To Action) است، نرخ تبدیل‌ خواننده به انجام‌دهنده فراخوان شما در انتهای مطلب نشان می‌دهد که بازدیدکننده فهمیده است که چه کار قرار بوده انجام دهد و نیز نشان می‌دهد که بازدیدکننده‌ها به محصول یا خدمات شما به اندازه‌ی کافی علاقه داشته‌اند.

درحالی‌که ۹۲درصد شرکت‌هایی که در روز چندین مرتبه پست وبلاگی منتشر کرده‌اند، توانسته‌اند از طریق وبلاگ مشتری جذب کنند، می‌توان نتیجه گرفت که بازاریابی محتوایی می‌تواند سرنخ‌ها را به مشتری تبدیل کند.

نحوه‌ی سنجش تبدیل:‌ برای ترافیک مرجع و شبکه‌های اجتماعی، این که ترافیک از چه سورسی آمده نشان‌هنده نرخ تبدیل بازدید به تماس، نرخ تبدیل تماس به مشتری و در نتیجه نرخ تبدیل بازدید به مشتری را نیز نشان می‌دهند. هنگام سنجش موفقیت تبدیل‌ها، باید نگاه کنید که کدام منابع بیشترین نرخ تبدیل را ایجاد کرده‌اند. برای نمونه، آیا کتاب‌های الکترونیکی یا وبینارها از قابلیتِ تبدیل به مشتری برخوردار بوده‌اند یا خیر؟ باید به میزان موفقیت ارجاع‌ها نیز توجه کنید، خواه از وبلاگ کس دیگری باشند یا یکی از مجاری شبکه‌های اجتماعی‌تان.

دیدگاه خود را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.